محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5045

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« اطراف ملك خويش را به هم پيوست آنگاه « پشت سر دورترشان بود « و پيش روى نزديكترشان . « چنان ملايم بود كه ترسنده ترس خويش را « از ياد مىبرد « و چنان عزمى داشت كه دلها را « مضطرب مىكرد . » سخن از نام فرزندان و زنان ابو جعفر منصور از جمله فرزندان وى مهدى بود كه نامش محمد بود ، و جعفر اكبر ، كه مادرشان از وى دختر منصور و خواهر يزيد بن منصور حميرى بود كه كنيهء ام موسى داشت . اين جعفر پيش از منصور بمرد . و نيز سليمان و عيسى و يعقوب كه مادرشان فاطمه دختر محمد از فرزندان طلحة بن عبيد الله بود . و نيز جعفر اصغر كه مادرش يك كنيز كرد بود كه منصور او را گرفته بود و همبستر خويش كرده بود و پسرش را پسر زن كرد مىناميدند . و نيز صالح مسكين كه مادرش كنيزى رومى بود به نام فراشه . و نيز قاسم كه پيش از منصور در سن ده سالگى بمرد . مادرش كنيزى بود كه كنيهء ام قاسم داشت و به در شام بستانى داشت كه تا كنون به نام بستان ام قاسم شهره است . و نيز عاليه كه مادرش زنى از بنى اميه بود و منصور او را به اسحاق بن سليمان عباسى به زنى داده بود .